ويليام هيولت و ديويد پكارد
هم نام و هم تاريخ پرفراز و نشيب شركت HP دربردارنده و يادآورنده نقش و اثر دو شخصيت موثر و مدير موفق قرن بيستم است كه در پي ريزي تحولات و سرعت دادن به روند تغييرات براي ورود به عرصه الكترونيك و رايانه جايگاه ويژه دارند. ويليان (بيل) هيولت و ديويد پكارد هر دو دانشجوي رشته مهندسي برق دانشگاه معتبر استنفورد بودند. دو دانشجوي ممتازي كه از قضا در درس پروفسور فرد ترمن استاد برجسته استنفورد با هم آشنا شدند و تحت نظارت و هدايت او قرار گرفتند. آنها در سالهاي پاياني دانشگاه بر روي ساخت يك منبع ساده دقيق سيگنالهاي فركانس پايين يعني نوسان ساز صدا كار ميكردند؛ همان چيزي كه بعدها به عنوان اولين محصول شركت آنها به بازار عرضه شد. گرچه پس از فراغت از تحصيل، ديويد پكارد مدتي در جنرال الكتريك مشغول كار شد اما مجددا نزد پروفسور ترمن برگشت و در آزمايشگاه او مشغول به كار شد و خيلي زود با توصيه و تشويق او، به همراه دوست صميمي و هم دوره اي خود، ويليام هيولت كسب و كار تازهاي را راه انداختند. آنها براي نام گذاري شركت كه HP يا PH باشد سكه به هوا انداختند و بدين ترتيب در سال 1939 ميلادي تنها با سرمايه 538 دلار و كار در محل يك گاراژ، فعاليت شركتي آغاز شد كه امروزه در سطح بين المللي، مدرن ترين تجهيزات فناوري اطلاعات را توليد ميكند.
هيولت و پكارد براي شروع كارشان، گاراژ منزل اجارهاي خود را به كارگاه تبديل و ساخت تجهيزات الكترونيكي را دنبال كردند؛ گاراژي كه اگر يك ماشين در آن پارك ميكرد كار متوقف ميشد! اين گاراژ هم اكنون نه تنها به عنوان محل تولد شركت HP، بلكه به عنوان خاستگاه و نماد تاريخي محل تولد دره سيليكون بزرگترين منطقه فناوري كاليفرنيا و قطب صنعت الكترونيك در دنيا- شناخته ميشود. در حقيقت، HP اولين شركت دره سيليكون بود. اولين مشتري شركت، استوديوهاي والت ديسني بود كه هشت نوسان ساز از آنها براي توسعه سيستم ابداعي صوتي خود در فيلم فانتاسيا خريداري كرد. يك سال بعد كاركنان شركت به 10 نفر و فروش به 34000 دلار رسيد و آنها گاراژ را توسعه دادند. وقتي در سال 1947 ميلادي شركت آنها به عنوان شركت ساخت تجهيزات الكترونيكي و اندازه گيري و تست به ثبت رسيد، در آمدي بالغ بر 679000 دلار داشت.
در حين جنگ جهاني دوم، هيولت به خدمت وظيفه رفت و كار اداره شركت به عهده پكارد بود. در اين مدت شركت پيشرفت كرد و كاركنان آن از 17 نفر به 250 نفر رسيدو صدها محصول توليد ميكرد. سال 1965 ميلادي تعداد كاركنان به 7500 نفر و محصولات به 1500 نوع رسيد. در سال 1989 ميلادي شركت با 82000 نفر پرسنل و توليد 10000 نوع محصول، 30 ميليارد دلار فروش سالانه داشت. در سال 1997 ميلادي درآمد شركت با 121900 نفر پرسنل به 42/9 ميليارد دلار بالغ گشت. هم اكنون اين شركت با 140000 نفر پرسنل و بازار 62 ميليارد دلاري و حضور در 140 كشور جهان، يكي از قدرتهاي اصلي صنعت رايانه محسوب ميشود.
شركت HP ابداعات زيادي در مورد محصولات مختلف نظير ژنراتورهاي نوسان ساز و ساير تجهيزات الكترونيكي به نام خود به ثبت رسانده است. شركت محصولات متنوعي را طي اين 60 سال به بازار عرضه كرده است كه از آن جمله ميتوان به ابداع و عرضه انواع چاپگر ليزري جوهر افشان در دهه 80 ميلادي و ابداع و عرضه رايانه هاي شخصي«صفحه تماسي» اشاره كرد. اما شركت HP علاوه بر اينها، به دليل توانايي در راهبري خوب كاركنان و تأثير مثبت بر اجتماع، به عنوان يك مدل موفق از مديريت شركت مطرح است. اين مدل موفق براي كسب و كار و فرمول جذاب براي موفقيت، از همان ابتدا الگوي تمام عيار ساير شركتهاي دره سيليكون شد. بايد اذعان كرد كه بسياري از شركتهايي كه امروزه در زمينه كسب و كار رايانه فعاليت ميكنند با دست انسانهايي اداره ميشوند كه در شركت HP رشد كرده اند و راه و روش هيولت و پكارد را ميشناسند؛ از آن جمله است استيووزيناك كه يكي از كاركنان HP بود و اساسا مدل رايانه اپل I را او براي HP پيشنهاد كرد و سپس از شركت جدا شد؛ و يا استيوجابز كه شركت رايانه اي اپل را تاسيس كرد. مدل مديريتي و راهبردي HP كه متكي و متعهد به نوآوري، مشتري مداري و ارتباطات است راه HP ناميده ميشود؛ مدلي كه با وجود بيش از 60 سال فعاليت و تغييرات مداوم، هنوز موفق باقي مانده است، درحالي كه در اين مدت شركتهاي بسياري مضمحل شدهاند.
اصول اين رويكرد مديريتي در ميراث مكتوب ديويد پكارد يعني كتاب راه HP: چگونه هيولت و من شركت خود را ساخته ايم ارائه شده است. پايه هاي مدل عبارت است از:
- اعمال مديريت از طريق حضور در محل انجام فعاليت ها و نظارت برآنها؛
- تمركز بر رضايت كاركنان به عنوان منبع موفقيت شركت؛
- وجود ارتباط باز بين مديران و كاركنان
به هر روي هيولت و پكارد با فكر و همت خود در تاسيس و اداره شركت HP، محيطي را آفريدند كه همگان باور كردند كه ميتوان كار را از يك شركت كوچك آغاز و با آموزش مناسب كاركنان، آن را به يك شركت بزرگ و موفق تبديل كرد. آنها همواره سعي ميكردند محصولي بسيار كيفي عرضه كنند و فرهنگ صداقت را در عرصه سازمان بگسترند و ايده هاي جديد را بيابند. همين روحيه سبب شده كه امروزه بيش از 30 درصد نمونه ها و تجهيزات صنعت رايانه كه در حال آزمايش براي بهره برداري است از شركتهايي باشند كه در اين فضا رشد يافته اند؛ فضايي كه بيش از 60 سال عرصه شديد رقابتها بوده است.
مدير عامل فعلي شركت، خانم كارلي فيورينا كه يكي از مديران زن موفق جهان است راه HP را چنين توضيح ميدهد: هيولت و پكارد ميدانستند كه راز حقيقي موفقيت آنها نه در طرحها و محصولات و برنامه هايشان بلكه كاركنانشان بود. آنها فهميدند كه اگر شما كاركنان را باور كنيد و به اميدشان باور داشته باشيد و در روياهايشان مشاركت كنيد و بگذاريد به طور كامل از استعدادهايشان استفاده كنند، آنها ميتوانند كارهاي بزرگي انجام دهند. اين همواره همان راز راه HP بوده و خواهد بود. ويژگي راه HP، نوآوري، صداقت، درستي و احترام است.
ديويد پكارد در سال 1912 ميلادي در كلرادو زاده شد. پدرش وكيل و مادرش معلم دبيرستان بود و هر دو تحصيل كرده دانشكده كلرادو. او خيلي زود علاقه خود را به علم و مهندسي نشان داد؛ تجربه منفجر كردن اشياء! به همين جهت يك بار نزديك بود انگشتان خود را از دست بدهد! پس از آن آرام تر شد و به ساخت راديوهاي دستي به عنوان يك تجربه ايمن تر روي آورد. در دبيرستان در همه چيز برتر بود: انجام تكاليف مدرسه، ورزش و رهبري. طي چهار سال رئيس كلاس بود؛ رئيس مركز بسكتبال و فعال و پيروز در انواع ورزشهاي دو و ميداني. او رياضي و علوم را بهتر از معلمانش ميدانست.
در سال 1930 در رشته مهندسي برق دانشگاه استنفورد مشغول تحصيل شد. در آنجا نيز به فعاليت هاي ورزشي ادامه داد و مرد سال رشته فوتبال و بسكتبال دانشگاه شد. اما در اواخر دانشگاه ناگهان ورزش را كنار گذاشت و بيشتر بر روي درس تمركز كرد. در دانشگاه با دانشجوي ديگر مهندسي برق يعين ويليام هيولت- كه هر دو از دانشجويان ممتاز پروفسور ترمن بودند- آشنا شد و همين آشنايي به تاسيس شركت HP انجاميد. او همواره دو واقعه را در زندگي خود موثر ميدانست. اولين واقعه شركت در تور آشنايي با دانشگاه استنفورد در سال 1929 ميلادي بود كه تصميم او را براي ورود به اين دانشگاه راسخ كرد.دومين واقعه آشنايي با پروفسور ترمن در دانشگاه بود. پكارد خود ميگويد: اين فرد بود كه آتش علاقه مرا به الكترونيك شعله ور ساخت و همو بود كه بعدها من و هيولت را تشويق كرد كه براي خود دنبال كسب و كار برويم. پس از فراغت از تحصيل، چند سالي در شركت جنرال الكتريك مشغول به كار شد با حقوق ماهيانه 90 دلار. هنگامي كه در سال 1938 ميلادي اين شغل را رها كرد و با پژوهانه 42 دلار در ماه به آزمايشگاه ترمن در استنفورد برگشت همه او را احمق خواندند. اما او يك سال بعد در سال 1939 ميلادي به عنوان رئيس هيئت مديره بازنشسته شد، پستي كه 27 سال در آن حضور داشت و از آن پس با احترام كامل به عنوان مدير افتخاري شركت شناخته ميشد.
پكارد در سال 1969 ميلادي در راه كسب و كار رايانه وقفه اي انداخت، زيرا وزير دفاع وقت از او خواست به واشنگتن بيايد وبه عنوان معاونش خدمت كند. از همانجا بود كه او به حوزه فناوري عمق دريا علاقه مند گشت. البته دو دخترش در ايجاد علاقه او به علم زير دريا نقش داشتند. آنها هر دو بيولوژي زيردريايي ميخواندند و به پيشنهاد آنها بود كه خانواده پكارد آكواريومي بي مانند ساختند كه موجودات زيردريا را با رفتارهاي طبيعي نشان ميداد. پكارد خود تجهيزات آن را طراحي كرد. آكواريوم در سال 1948 ميلادي براي بازديد عموم گشايش يافت و با توسعه عجيبي كه يافت در سال 1987 ميلادي مركز تحقيقات و توسعه اقيانوس شناسي از آن متولد شد.
پكارد در 77 سالگي تصميم گرفت اقيانوس شناسي بخواند! در مركز تحقيقات اقيانوس شناسي كارهاي بديعي در زمينه توسعه تجهيزات در عمق دريا انجام داد. او حامي فرستادن ابزار و نه افراد به زير دريا بود. او به دنبال ابزاري بود كه بتوان با آن از عمق دريا اطلاعات فرستاد نه نمونه، بنابراين حسگرها و دوربينهاي فيلم برداري كيفيت بالا را در اين مورد توسعه داد. در زمان او پيشرفته ترين قايق تحقيقاتي ساخته شد. روزي كه يكي زا محققان در بازديد از مركز تحقيقاتي، صحبت از كتابي در مورد پلانكتونها كرد، پكارد او را مورد هجوم سوالهاي خود در زمينه پلانكتون قرار داد. او هيچ فرصتي را براي يادگيري از دست نميداد. محيطي براي كاركنانش فراهم آورده بود كه همه احساس ميكردند عضو خانواده پكارد هستند. او به طور مداوم به آزمايشگاهها و كارگاهها براي فهم پيشرفت پروژه ها سركشي ميكرد و اين روش را مديريت حضور در محل ميناميد. كاركنان هيچ گاه نمي فهميدند كه او سوال ميپرسد يا خواسته هاي خود را مطرح ميكند. ديويد پكارد در ماه مارس 1996 ميلادي در 83 سالگي درگذشت. او همواره افق دوردستي را ميديد كه ميوه هاي سرمايه گذاريش به ثمر نشيند و به بهتر شدن وضعيت انسان بينجامد. به تعبير يكي ازدوستانش در مجلس بزرگداشت او: مثل دريا بود كه انرژي جان فزا ميبخشيد. رضايت او فقط در كسب موفقيت خلاصه نميشد، او به دنبال اين بود كه راهي را فراروي تحقيق ايده ها و موضوع هاي جديد باز كند.
ويليام هيولت در سال 1913 ميلادي در ميشيگان به دنيا آمد اما بيشتر عمر خود را در سانفرانسيسكو گذرانيد. پدرش پزشك بود و در دانشكده پزشكي دانشگاه استنفورد تدريس ميكرد. در 12 سالگي پدر خود را از دست داد. او ميگويد اگر پدرش زنده ميبود به حرفه پزشكي ميرفت زيرا علاقه زيادي به پزشكي داشت. در سال 1934 ميلادي به دانشگاه استنفورد رفت و ضمن اخذ ليسانس هنر از اين دانشگاه، مهندسي برق خود را از دانشگاه MIT نيز گرفت. در سال 1939 ميلادي نيز با درجه فوق ليسانس مهندسي برق از دانشگاه استنفورد فارغ التحصيل شد. درسالهاي آخر تحصيل در استنفورد با ديويد پكارد آشنا شد و همين آشنايي، زمينه تاسيس شركت HP ر ا فراهم آورد. هيولت تا سال 1987 ميلادي به صورت فعال در عرصه مديريت شركت دخالت و حضور داشت. البته در مدت جنگ جهاني دوم به عنوان افسر به خدمت وظيفه رفت و در بخش الكترونيك فعال بود. بلافاصله پس از جنگ، هدايت تيمي را به عهده داشت كه در پي بررسي و بازرسي صنعت ژاپن بود. در سال 1987 ميلادي بازنشسته شد اما ارتباط خود را با شركت به عنوان مدير افتخاري با حضور در دفتري كه دهه ها در آن كار كرده بود ادامه داد. طي سالها همكاري و همراهي با پكارد در شركت HP ، او بيشتر به حوزه هاي فني و فناوري ميپرداخت و پكارد بيشتر در كار حوزههاي اداري و مديريتي شركت بود. او در اين سالها در توسعه سازمانهاي مختلفي در صنعت الكترونيك مشاركت داشت. در سال 1985 ميلادي بالاترين نشان علمي يعني مدال دانش را از دست رئيس جمهور دريافت كرد. 13 دانشگاه معتبر به او درجه دكتراي افتخاري اهدا كردند. هيولت در ماه ژانويه سال 2001 ميلادي درگذشت.
از چه زماني دريافتيد كه راهتان چيست و آن را انتخاب كرديد؟
وقتي جوان بودم پدرم فوت كرد و مادرم تلاش ميكرد به ما كمك كند. او ترتيبي داد تا من در دانشگاه استنفورد درس بخوانم. من هم نزد استادان خوبي همچون پروفسور «ترمن» مشغول درسخواندن شدم. من رياضي را بسيار دوست ميداشتم. از درسها لذت ميبردم و بخوبي آنها را انجام مي دادم. پروفسور ترمن ما را تشويق كرد كه شركت HP را راهاندازي كنيم.
بسياري معتقدند براي شروع فعاليت و راهاندازي يك كسب و كار به ايده اوليه كامل نياز است. آيا اين مطلب در مورد شما صادق است؟
ما حقيقتا ايده اوليه نداشتيم. من روي دستگاه نوسانساز صدا كار ميكردم. به سراسر كشور نامه نوشتيم و درخواست پذيرش سفارش كرديم و بدينترتيب كسب و كار در الكترونيك شروع شد. ما فقط دنبال اين بوديم كه يك سفارش را چگونه ميتوانيم به انجام برسانيم. پروژههاي زيادي هم نداشتيم. ما وقتي كار را شروع كرديم رقابت چنداني وجود نداشت.
اما به هر حال با گسترش كار، شما بايد اهداف را مشخص ميكرديد. اين فرآيند را چگونه انجام ميداديد؟
ما يك تيم مديريت داشتيم كه اهداف شركت را مينوشتيم و تجزيه و تحليل ميكرديم. اما واقعيت آن است كه بيشتر آن درك دروني و وجداني بود. مثلا يك بار به ياد دارم كه يكي از كاركنان مريض شد و به مرخصي و پول نياز داشت. ما فكر كرديم و به اين تصميم رسيدم كه چون ممكن است اين امر تكرار شود همه كاركنان را بيمه كنيم. ما جزو اولين شركتهايي بوديم كه اين كار را انجام داديم و نيز جزو اولين شركتهايي بوديم كه كاركنان را در سود كارخانه سهيم كرديم.
يعني معتقديد همه موفقيت شركت روي فكر و برنامه شما بوده است. آيا شانس در اين مورد با شما يار نبوده است؟
در مورد همه موفقيت نه، اما در مورد بخشي از آن شايد. ما در موقعيت ماني و زماني مناسب قرار داشتيم. ما خوشوقت بوديم كه معلمان و مربيان خوبي داشتيم. HP در خلاء شروع نشد. ما از خيليها ياد گرفتيم.
تعريف شما به عنوان يك مدير از «قدرت» چيست؟
شايد فهميدن افراد. ما راجع به كاركنان خود خيلي مراقب بوديم. نه فقط از جنبه پول بلكه ميخواستيم به آنها بفهمانيم كه مراقبشان هستيم.
بر اي كساني كه ميخواهند شركتي را داير كنند و كسب و كاري را راه بيندازند مشكلات زيادي پيش رو وجود دارد. اگر بخواهيد آنها را نصيحت كنيد به آنها چه ميگوييد؟
من به شما خواهم گفت سعي كنيد موفقيتهايتان را يادآور شويد نه شكستهايتان را. مسير حركت ما از يك «گاراژ كوچك» تا يك «شركت رايانهاي» يك راه روشن نبود. شما بايد براي كاركنانتان محيطي فراهم آوريد كه كاركردن را دوست داشته باشند. كاركنان را تيمي بار آوريد، در اين صورت شانس موفقيت شركت بالاست. در غير اينصورت شكست سرانجام كار است. براي اينكه كاركنان به مسير كار تيمي درآيند بايد به آنها نشان دهيد كه شما از آنها مراقبت كنيد.
بسياري از جواناني كه تازه كسب و كاري را شروع ميكنند تمام شب را با رايانه بسر ميبرند. چگونه بايد در اين علاقه به علم و فناوري موازنهاي ايجاد كرد؟
انسان بايد اين موازنه را برقرار كند. اغلب افرادي كه در اين زمينه من ميشناسم تمام شب و روي يك مساله كار ميكنند. به هر حال بايد اين موازنه را برقرار كرد.
اين مساله در مورد خود شما هم وجود داشته است؟
بله، مثلا خود من در مطالعه كند بودم. مجبور بودم ساعت چهار صبح بيدار شوم و تكاليفم را انجام دهم. اما اكنون كه پير شدهام خودم را تطبيق دادهام كه چگونه بيشتر بخوانم.
به كساني كه كميكند هستند، چه توصيهاي داريد؟
بايد ياد بگيريد كه چگونه گوش فرا دهيد. من كوچك كه بودم چنين مشكلي داشتم. نميتوانستم يادداشت برداري كنم. در نوشتن، املاي كلمه به خاطرم نميماند. اما من ياد گرفتم كه خوب گوش دهم. اين بسيار مهم است. به خاطر داشته باشيد كه شما جوانان از حافظه خوبي برخوردار هستيد.
زندگي خانوادگي شما چگونه است؟
من پنج فرزند دارم و هميشه تمايل داشتهام با آنها باشم و با آنها صحبت كنم. گاه همسرم به من ميگويد چرا هر زمان به بچهها چيزي مي گويم آنها با من محاجه ميكنند. به نظر من اين بخاطر آن است كه آنها پرورش نيافتهاند كه صرفا بپذيرند. شايد مشكل همسر من آن است كه دانشي را فرا نگرفته است. افراد بايد سواد علمي داشته باشند.
با توجه به جهشهاي علمي پديدامده و اختلاف فكري نسلها، آيا در خانواده مشكلي در اين جهت براي شما پيش نيامده است؟
ما در فاميل خود گروهي داريم به نام «جويندگان اشتباهات پدران». فرزندان من بسيار در آن وارد هستند.
آيا شما را تحت فشار قرار نميدهند كه مثلا از اينترنت استفاده كنيد؟
آنها بهتر ميدانند! راستش من چيزي راجع به شبكه نميدانم. برايم دشوار است كه اين را بگويم اما نميدانم.
اما خود شما در پديدآمدن اين انقلاب الكترونيكي و گسترش آن سهم بسزايي داشتهايد. رشد بهتر جوانان در عصر فناوري چگونه ممكن است؟
تنها ميتوانم بگويم آنها بايد «سواد رايانهاي» داشته باشند. اكنون همه چيز حول محور استفاده از رايانه متمركز است. ما به سمت استفاده هرچه بيشتر از رايانه حركت ميكنيم. به اين دليل است كه بايد از سنين خردسالي با آن آشنا بود. اين بسيار جالب است؛ ما با رايانه هايمان به مسافرت ميرويم نه با ماشين حساب هايمان. به دليل سادهتر شدن برنامهها، استفاده از رايانه براي افراد رازآلود نيست.
آيا اين پيشرفتها در زمينه تعليم وتربيت نظام آموزشي نيز اثرگذار بوده است؟
تصور من آن است كه پيشرفت فناوري، شيوههاي آموزش را بهبود داده است. شما ميتوانيد بهتر و بيشتر كار كنيد، البته بايد هزينهاي بپردازيد. مشكلاتي نيز در اين راه وجود دارد. فقدان تماسهاي شخصي و رودررو يكي از آنهاست. اما به هر حال شما ميتوانيد قلمرو وسيعتري را تحت پوشش قرار دهيد.
هم نام و هم تاريخ پرفراز و نشيب شركت HP دربردارنده و يادآورنده نقش و اثر دو شخصيت موثر و مدير موفق قرن بيستم است كه در پي ريزي تحولات و سرعت دادن به روند تغييرات براي ورود به عرصه الكترونيك و رايانه جايگاه ويژه دارند. ويليان (بيل) هيولت و ديويد پكارد هر دو دانشجوي رشته مهندسي برق دانشگاه معتبر استنفورد بودند. دو دانشجوي ممتازي كه از قضا در درس پروفسور فرد ترمن استاد برجسته استنفورد با هم آشنا شدند و تحت نظارت و هدايت او قرار گرفتند. آنها در سالهاي پاياني دانشگاه بر روي ساخت يك منبع ساده دقيق سيگنالهاي فركانس پايين يعني نوسان ساز صدا كار ميكردند؛ همان چيزي كه بعدها به عنوان اولين محصول شركت آنها به بازار عرضه شد. گرچه پس از فراغت از تحصيل، ديويد پكارد مدتي در جنرال الكتريك مشغول كار شد اما مجددا نزد پروفسور ترمن برگشت و در آزمايشگاه او مشغول به كار شد و خيلي زود با توصيه و تشويق او، به همراه دوست صميمي و هم دوره اي خود، ويليام هيولت كسب و كار تازهاي را راه انداختند. آنها براي نام گذاري شركت كه HP يا PH باشد سكه به هوا انداختند و بدين ترتيب در سال 1939 ميلادي تنها با سرمايه 538 دلار و كار در محل يك گاراژ، فعاليت شركتي آغاز شد كه امروزه در سطح بين المللي، مدرن ترين تجهيزات فناوري اطلاعات را توليد ميكند.
هيولت و پكارد براي شروع كارشان، گاراژ منزل اجارهاي خود را به كارگاه تبديل و ساخت تجهيزات الكترونيكي را دنبال كردند؛ گاراژي كه اگر يك ماشين در آن پارك ميكرد كار متوقف ميشد! اين گاراژ هم اكنون نه تنها به عنوان محل تولد شركت HP، بلكه به عنوان خاستگاه و نماد تاريخي محل تولد دره سيليكون بزرگترين منطقه فناوري كاليفرنيا و قطب صنعت الكترونيك در دنيا- شناخته ميشود. در حقيقت، HP اولين شركت دره سيليكون بود. اولين مشتري شركت، استوديوهاي والت ديسني بود كه هشت نوسان ساز از آنها براي توسعه سيستم ابداعي صوتي خود در فيلم فانتاسيا خريداري كرد. يك سال بعد كاركنان شركت به 10 نفر و فروش به 34000 دلار رسيد و آنها گاراژ را توسعه دادند. وقتي در سال 1947 ميلادي شركت آنها به عنوان شركت ساخت تجهيزات الكترونيكي و اندازه گيري و تست به ثبت رسيد، در آمدي بالغ بر 679000 دلار داشت.
در حين جنگ جهاني دوم، هيولت به خدمت وظيفه رفت و كار اداره شركت به عهده پكارد بود. در اين مدت شركت پيشرفت كرد و كاركنان آن از 17 نفر به 250 نفر رسيدو صدها محصول توليد ميكرد. سال 1965 ميلادي تعداد كاركنان به 7500 نفر و محصولات به 1500 نوع رسيد. در سال 1989 ميلادي شركت با 82000 نفر پرسنل و توليد 10000 نوع محصول، 30 ميليارد دلار فروش سالانه داشت. در سال 1997 ميلادي درآمد شركت با 121900 نفر پرسنل به 42/9 ميليارد دلار بالغ گشت. هم اكنون اين شركت با 140000 نفر پرسنل و بازار 62 ميليارد دلاري و حضور در 140 كشور جهان، يكي از قدرتهاي اصلي صنعت رايانه محسوب ميشود.
شركت HP ابداعات زيادي در مورد محصولات مختلف نظير ژنراتورهاي نوسان ساز و ساير تجهيزات الكترونيكي به نام خود به ثبت رسانده است. شركت محصولات متنوعي را طي اين 60 سال به بازار عرضه كرده است كه از آن جمله ميتوان به ابداع و عرضه انواع چاپگر ليزري جوهر افشان در دهه 80 ميلادي و ابداع و عرضه رايانه هاي شخصي«صفحه تماسي» اشاره كرد. اما شركت HP علاوه بر اينها، به دليل توانايي در راهبري خوب كاركنان و تأثير مثبت بر اجتماع، به عنوان يك مدل موفق از مديريت شركت مطرح است. اين مدل موفق براي كسب و كار و فرمول جذاب براي موفقيت، از همان ابتدا الگوي تمام عيار ساير شركتهاي دره سيليكون شد. بايد اذعان كرد كه بسياري از شركتهايي كه امروزه در زمينه كسب و كار رايانه فعاليت ميكنند با دست انسانهايي اداره ميشوند كه در شركت HP رشد كرده اند و راه و روش هيولت و پكارد را ميشناسند؛ از آن جمله است استيووزيناك كه يكي از كاركنان HP بود و اساسا مدل رايانه اپل I را او براي HP پيشنهاد كرد و سپس از شركت جدا شد؛ و يا استيوجابز كه شركت رايانه اي اپل را تاسيس كرد. مدل مديريتي و راهبردي HP كه متكي و متعهد به نوآوري، مشتري مداري و ارتباطات است راه HP ناميده ميشود؛ مدلي كه با وجود بيش از 60 سال فعاليت و تغييرات مداوم، هنوز موفق باقي مانده است، درحالي كه در اين مدت شركتهاي بسياري مضمحل شدهاند.
اصول اين رويكرد مديريتي در ميراث مكتوب ديويد پكارد يعني كتاب راه HP: چگونه هيولت و من شركت خود را ساخته ايم ارائه شده است. پايه هاي مدل عبارت است از:
- اعمال مديريت از طريق حضور در محل انجام فعاليت ها و نظارت برآنها؛
- تمركز بر رضايت كاركنان به عنوان منبع موفقيت شركت؛
- وجود ارتباط باز بين مديران و كاركنان
به هر روي هيولت و پكارد با فكر و همت خود در تاسيس و اداره شركت HP، محيطي را آفريدند كه همگان باور كردند كه ميتوان كار را از يك شركت كوچك آغاز و با آموزش مناسب كاركنان، آن را به يك شركت بزرگ و موفق تبديل كرد. آنها همواره سعي ميكردند محصولي بسيار كيفي عرضه كنند و فرهنگ صداقت را در عرصه سازمان بگسترند و ايده هاي جديد را بيابند. همين روحيه سبب شده كه امروزه بيش از 30 درصد نمونه ها و تجهيزات صنعت رايانه كه در حال آزمايش براي بهره برداري است از شركتهايي باشند كه در اين فضا رشد يافته اند؛ فضايي كه بيش از 60 سال عرصه شديد رقابتها بوده است.
مدير عامل فعلي شركت، خانم كارلي فيورينا كه يكي از مديران زن موفق جهان است راه HP را چنين توضيح ميدهد: هيولت و پكارد ميدانستند كه راز حقيقي موفقيت آنها نه در طرحها و محصولات و برنامه هايشان بلكه كاركنانشان بود. آنها فهميدند كه اگر شما كاركنان را باور كنيد و به اميدشان باور داشته باشيد و در روياهايشان مشاركت كنيد و بگذاريد به طور كامل از استعدادهايشان استفاده كنند، آنها ميتوانند كارهاي بزرگي انجام دهند. اين همواره همان راز راه HP بوده و خواهد بود. ويژگي راه HP، نوآوري، صداقت، درستي و احترام است.
ديويد پكارد در سال 1912 ميلادي در كلرادو زاده شد. پدرش وكيل و مادرش معلم دبيرستان بود و هر دو تحصيل كرده دانشكده كلرادو. او خيلي زود علاقه خود را به علم و مهندسي نشان داد؛ تجربه منفجر كردن اشياء! به همين جهت يك بار نزديك بود انگشتان خود را از دست بدهد! پس از آن آرام تر شد و به ساخت راديوهاي دستي به عنوان يك تجربه ايمن تر روي آورد. در دبيرستان در همه چيز برتر بود: انجام تكاليف مدرسه، ورزش و رهبري. طي چهار سال رئيس كلاس بود؛ رئيس مركز بسكتبال و فعال و پيروز در انواع ورزشهاي دو و ميداني. او رياضي و علوم را بهتر از معلمانش ميدانست.
در سال 1930 در رشته مهندسي برق دانشگاه استنفورد مشغول تحصيل شد. در آنجا نيز به فعاليت هاي ورزشي ادامه داد و مرد سال رشته فوتبال و بسكتبال دانشگاه شد. اما در اواخر دانشگاه ناگهان ورزش را كنار گذاشت و بيشتر بر روي درس تمركز كرد. در دانشگاه با دانشجوي ديگر مهندسي برق يعين ويليام هيولت- كه هر دو از دانشجويان ممتاز پروفسور ترمن بودند- آشنا شد و همين آشنايي به تاسيس شركت HP انجاميد. او همواره دو واقعه را در زندگي خود موثر ميدانست. اولين واقعه شركت در تور آشنايي با دانشگاه استنفورد در سال 1929 ميلادي بود كه تصميم او را براي ورود به اين دانشگاه راسخ كرد.دومين واقعه آشنايي با پروفسور ترمن در دانشگاه بود. پكارد خود ميگويد: اين فرد بود كه آتش علاقه مرا به الكترونيك شعله ور ساخت و همو بود كه بعدها من و هيولت را تشويق كرد كه براي خود دنبال كسب و كار برويم. پس از فراغت از تحصيل، چند سالي در شركت جنرال الكتريك مشغول به كار شد با حقوق ماهيانه 90 دلار. هنگامي كه در سال 1938 ميلادي اين شغل را رها كرد و با پژوهانه 42 دلار در ماه به آزمايشگاه ترمن در استنفورد برگشت همه او را احمق خواندند. اما او يك سال بعد در سال 1939 ميلادي به عنوان رئيس هيئت مديره بازنشسته شد، پستي كه 27 سال در آن حضور داشت و از آن پس با احترام كامل به عنوان مدير افتخاري شركت شناخته ميشد.
پكارد در سال 1969 ميلادي در راه كسب و كار رايانه وقفه اي انداخت، زيرا وزير دفاع وقت از او خواست به واشنگتن بيايد وبه عنوان معاونش خدمت كند. از همانجا بود كه او به حوزه فناوري عمق دريا علاقه مند گشت. البته دو دخترش در ايجاد علاقه او به علم زير دريا نقش داشتند. آنها هر دو بيولوژي زيردريايي ميخواندند و به پيشنهاد آنها بود كه خانواده پكارد آكواريومي بي مانند ساختند كه موجودات زيردريا را با رفتارهاي طبيعي نشان ميداد. پكارد خود تجهيزات آن را طراحي كرد. آكواريوم در سال 1948 ميلادي براي بازديد عموم گشايش يافت و با توسعه عجيبي كه يافت در سال 1987 ميلادي مركز تحقيقات و توسعه اقيانوس شناسي از آن متولد شد.
پكارد در 77 سالگي تصميم گرفت اقيانوس شناسي بخواند! در مركز تحقيقات اقيانوس شناسي كارهاي بديعي در زمينه توسعه تجهيزات در عمق دريا انجام داد. او حامي فرستادن ابزار و نه افراد به زير دريا بود. او به دنبال ابزاري بود كه بتوان با آن از عمق دريا اطلاعات فرستاد نه نمونه، بنابراين حسگرها و دوربينهاي فيلم برداري كيفيت بالا را در اين مورد توسعه داد. در زمان او پيشرفته ترين قايق تحقيقاتي ساخته شد. روزي كه يكي زا محققان در بازديد از مركز تحقيقاتي، صحبت از كتابي در مورد پلانكتونها كرد، پكارد او را مورد هجوم سوالهاي خود در زمينه پلانكتون قرار داد. او هيچ فرصتي را براي يادگيري از دست نميداد. محيطي براي كاركنانش فراهم آورده بود كه همه احساس ميكردند عضو خانواده پكارد هستند. او به طور مداوم به آزمايشگاهها و كارگاهها براي فهم پيشرفت پروژه ها سركشي ميكرد و اين روش را مديريت حضور در محل ميناميد. كاركنان هيچ گاه نمي فهميدند كه او سوال ميپرسد يا خواسته هاي خود را مطرح ميكند. ديويد پكارد در ماه مارس 1996 ميلادي در 83 سالگي درگذشت. او همواره افق دوردستي را ميديد كه ميوه هاي سرمايه گذاريش به ثمر نشيند و به بهتر شدن وضعيت انسان بينجامد. به تعبير يكي ازدوستانش در مجلس بزرگداشت او: مثل دريا بود كه انرژي جان فزا ميبخشيد. رضايت او فقط در كسب موفقيت خلاصه نميشد، او به دنبال اين بود كه راهي را فراروي تحقيق ايده ها و موضوع هاي جديد باز كند.
ويليام هيولت در سال 1913 ميلادي در ميشيگان به دنيا آمد اما بيشتر عمر خود را در سانفرانسيسكو گذرانيد. پدرش پزشك بود و در دانشكده پزشكي دانشگاه استنفورد تدريس ميكرد. در 12 سالگي پدر خود را از دست داد. او ميگويد اگر پدرش زنده ميبود به حرفه پزشكي ميرفت زيرا علاقه زيادي به پزشكي داشت. در سال 1934 ميلادي به دانشگاه استنفورد رفت و ضمن اخذ ليسانس هنر از اين دانشگاه، مهندسي برق خود را از دانشگاه MIT نيز گرفت. در سال 1939 ميلادي نيز با درجه فوق ليسانس مهندسي برق از دانشگاه استنفورد فارغ التحصيل شد. درسالهاي آخر تحصيل در استنفورد با ديويد پكارد آشنا شد و همين آشنايي، زمينه تاسيس شركت HP ر ا فراهم آورد. هيولت تا سال 1987 ميلادي به صورت فعال در عرصه مديريت شركت دخالت و حضور داشت. البته در مدت جنگ جهاني دوم به عنوان افسر به خدمت وظيفه رفت و در بخش الكترونيك فعال بود. بلافاصله پس از جنگ، هدايت تيمي را به عهده داشت كه در پي بررسي و بازرسي صنعت ژاپن بود. در سال 1987 ميلادي بازنشسته شد اما ارتباط خود را با شركت به عنوان مدير افتخاري با حضور در دفتري كه دهه ها در آن كار كرده بود ادامه داد. طي سالها همكاري و همراهي با پكارد در شركت HP ، او بيشتر به حوزه هاي فني و فناوري ميپرداخت و پكارد بيشتر در كار حوزههاي اداري و مديريتي شركت بود. او در اين سالها در توسعه سازمانهاي مختلفي در صنعت الكترونيك مشاركت داشت. در سال 1985 ميلادي بالاترين نشان علمي يعني مدال دانش را از دست رئيس جمهور دريافت كرد. 13 دانشگاه معتبر به او درجه دكتراي افتخاري اهدا كردند. هيولت در ماه ژانويه سال 2001 ميلادي درگذشت.
از چه زماني دريافتيد كه راهتان چيست و آن را انتخاب كرديد؟
وقتي جوان بودم پدرم فوت كرد و مادرم تلاش ميكرد به ما كمك كند. او ترتيبي داد تا من در دانشگاه استنفورد درس بخوانم. من هم نزد استادان خوبي همچون پروفسور «ترمن» مشغول درسخواندن شدم. من رياضي را بسيار دوست ميداشتم. از درسها لذت ميبردم و بخوبي آنها را انجام مي دادم. پروفسور ترمن ما را تشويق كرد كه شركت HP را راهاندازي كنيم.
بسياري معتقدند براي شروع فعاليت و راهاندازي يك كسب و كار به ايده اوليه كامل نياز است. آيا اين مطلب در مورد شما صادق است؟
ما حقيقتا ايده اوليه نداشتيم. من روي دستگاه نوسانساز صدا كار ميكردم. به سراسر كشور نامه نوشتيم و درخواست پذيرش سفارش كرديم و بدينترتيب كسب و كار در الكترونيك شروع شد. ما فقط دنبال اين بوديم كه يك سفارش را چگونه ميتوانيم به انجام برسانيم. پروژههاي زيادي هم نداشتيم. ما وقتي كار را شروع كرديم رقابت چنداني وجود نداشت.
اما به هر حال با گسترش كار، شما بايد اهداف را مشخص ميكرديد. اين فرآيند را چگونه انجام ميداديد؟
ما يك تيم مديريت داشتيم كه اهداف شركت را مينوشتيم و تجزيه و تحليل ميكرديم. اما واقعيت آن است كه بيشتر آن درك دروني و وجداني بود. مثلا يك بار به ياد دارم كه يكي از كاركنان مريض شد و به مرخصي و پول نياز داشت. ما فكر كرديم و به اين تصميم رسيدم كه چون ممكن است اين امر تكرار شود همه كاركنان را بيمه كنيم. ما جزو اولين شركتهايي بوديم كه اين كار را انجام داديم و نيز جزو اولين شركتهايي بوديم كه كاركنان را در سود كارخانه سهيم كرديم.
يعني معتقديد همه موفقيت شركت روي فكر و برنامه شما بوده است. آيا شانس در اين مورد با شما يار نبوده است؟
در مورد همه موفقيت نه، اما در مورد بخشي از آن شايد. ما در موقعيت ماني و زماني مناسب قرار داشتيم. ما خوشوقت بوديم كه معلمان و مربيان خوبي داشتيم. HP در خلاء شروع نشد. ما از خيليها ياد گرفتيم.
تعريف شما به عنوان يك مدير از «قدرت» چيست؟
شايد فهميدن افراد. ما راجع به كاركنان خود خيلي مراقب بوديم. نه فقط از جنبه پول بلكه ميخواستيم به آنها بفهمانيم كه مراقبشان هستيم.
بر اي كساني كه ميخواهند شركتي را داير كنند و كسب و كاري را راه بيندازند مشكلات زيادي پيش رو وجود دارد. اگر بخواهيد آنها را نصيحت كنيد به آنها چه ميگوييد؟
من به شما خواهم گفت سعي كنيد موفقيتهايتان را يادآور شويد نه شكستهايتان را. مسير حركت ما از يك «گاراژ كوچك» تا يك «شركت رايانهاي» يك راه روشن نبود. شما بايد براي كاركنانتان محيطي فراهم آوريد كه كاركردن را دوست داشته باشند. كاركنان را تيمي بار آوريد، در اين صورت شانس موفقيت شركت بالاست. در غير اينصورت شكست سرانجام كار است. براي اينكه كاركنان به مسير كار تيمي درآيند بايد به آنها نشان دهيد كه شما از آنها مراقبت كنيد.
بسياري از جواناني كه تازه كسب و كاري را شروع ميكنند تمام شب را با رايانه بسر ميبرند. چگونه بايد در اين علاقه به علم و فناوري موازنهاي ايجاد كرد؟
انسان بايد اين موازنه را برقرار كند. اغلب افرادي كه در اين زمينه من ميشناسم تمام شب و روي يك مساله كار ميكنند. به هر حال بايد اين موازنه را برقرار كرد.
اين مساله در مورد خود شما هم وجود داشته است؟
بله، مثلا خود من در مطالعه كند بودم. مجبور بودم ساعت چهار صبح بيدار شوم و تكاليفم را انجام دهم. اما اكنون كه پير شدهام خودم را تطبيق دادهام كه چگونه بيشتر بخوانم.
به كساني كه كميكند هستند، چه توصيهاي داريد؟
بايد ياد بگيريد كه چگونه گوش فرا دهيد. من كوچك كه بودم چنين مشكلي داشتم. نميتوانستم يادداشت برداري كنم. در نوشتن، املاي كلمه به خاطرم نميماند. اما من ياد گرفتم كه خوب گوش دهم. اين بسيار مهم است. به خاطر داشته باشيد كه شما جوانان از حافظه خوبي برخوردار هستيد.
زندگي خانوادگي شما چگونه است؟
من پنج فرزند دارم و هميشه تمايل داشتهام با آنها باشم و با آنها صحبت كنم. گاه همسرم به من ميگويد چرا هر زمان به بچهها چيزي مي گويم آنها با من محاجه ميكنند. به نظر من اين بخاطر آن است كه آنها پرورش نيافتهاند كه صرفا بپذيرند. شايد مشكل همسر من آن است كه دانشي را فرا نگرفته است. افراد بايد سواد علمي داشته باشند.
با توجه به جهشهاي علمي پديدامده و اختلاف فكري نسلها، آيا در خانواده مشكلي در اين جهت براي شما پيش نيامده است؟
ما در فاميل خود گروهي داريم به نام «جويندگان اشتباهات پدران». فرزندان من بسيار در آن وارد هستند.
آيا شما را تحت فشار قرار نميدهند كه مثلا از اينترنت استفاده كنيد؟
آنها بهتر ميدانند! راستش من چيزي راجع به شبكه نميدانم. برايم دشوار است كه اين را بگويم اما نميدانم.
اما خود شما در پديدآمدن اين انقلاب الكترونيكي و گسترش آن سهم بسزايي داشتهايد. رشد بهتر جوانان در عصر فناوري چگونه ممكن است؟
تنها ميتوانم بگويم آنها بايد «سواد رايانهاي» داشته باشند. اكنون همه چيز حول محور استفاده از رايانه متمركز است. ما به سمت استفاده هرچه بيشتر از رايانه حركت ميكنيم. به اين دليل است كه بايد از سنين خردسالي با آن آشنا بود. اين بسيار جالب است؛ ما با رايانه هايمان به مسافرت ميرويم نه با ماشين حساب هايمان. به دليل سادهتر شدن برنامهها، استفاده از رايانه براي افراد رازآلود نيست.
آيا اين پيشرفتها در زمينه تعليم وتربيت نظام آموزشي نيز اثرگذار بوده است؟
تصور من آن است كه پيشرفت فناوري، شيوههاي آموزش را بهبود داده است. شما ميتوانيد بهتر و بيشتر كار كنيد، البته بايد هزينهاي بپردازيد. مشكلاتي نيز در اين راه وجود دارد. فقدان تماسهاي شخصي و رودررو يكي از آنهاست. اما به هر حال شما ميتوانيد قلمرو وسيعتري را تحت پوشش قرار دهيد.
+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 23:9  توسط سهیلا سلطانی
|
